خرید بک لینک
زیر پایش
بهار جان میداد
گیسوانش مثل گندم
بلند و پر برکت
به نگاه گرسنه نان میداد
دامنش موج میزد و میریخت
پیرمردی نشسته در راهش
هی سر خویش را تکان میداد :
- باغت آباد
چشمهایش
راه میخانه را نشان میداد
و به دست من استکان میداد

عمران صلاحی

برچسب: نویسنده: آوا رستمی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 20:41

چون شورشی که سلطه ی خان را به هم زده ستگلهـــای دامن تـــو خـزان را بـــه هــم زده ست حل می شود تمـــام تنت در مسیر بادرقص تو باز نظم جهان را به هم زده ست لب های سرخ توست…پر از واژه ی جدیداین واژه نامه هات زبان را به هم زده ست هی شاخـــه گل به دست گر

برچسب: نویسنده: آوا رستمی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 20:41

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود دوستش از نامزدش دل بردهمثل یک افسر تحقیق شرافتمندیکه به پرونده ی جرم پسرش برخوردهخسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغبین دعوای پدر مادر خود گم شده استخسته مثل زن راضی شده به مهر طلاقکه پر از چشم بد و تهمت مردم شده

برچسب: نویسنده: آوا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 21:48

میآیی و در اوجِ زیباییست لبخندت مانندِ «اوقاتی که میآیی»ست لبخندت میخندی و یک دسته ماهی میپرند از آب روزیدهِ مرغانِ دریاییست لبخندت پروانهها پهلوی لبهای تو میخوابند موسیقیِ آرامِ لالاییست لبخندت آیینههای خانهی ما بیتو غمگیناند

برچسب: نویسنده: آوا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 21:48

مــوی تـــو لشگری xadاست برای ستمگریت پیداست موی مشکی xadات از زیر روسریت محــصول قرن چنــدم هــجریxad است قامتت شاعر شده xadست رودکی از لهجهxad ی دریت می xadداد طعمِ چند تمشکِ رسیده را لبxad هــــام در برابر انگـور عسکریت وقتِ تنت در آب، نمیxad شد تمیز داد نو

برچسب: نویسنده: آوا رستمی تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 21:48

صفحه بندی